به گزارش سیاست فردا و به نقل از پایگاه خبری صدای چراغ امیدنیوز– علی شاملو: نام «معلم» برای بسیاری از ما یادآور ایثار، صبوری و عشق بیپایان است. مهرسا (منصوره) اسدالهزاده از جمله معلمانی است که بیش از سه دهه عمر خود را وقف تعلیم و تربیت کودکان این سرزمین کرده است. او که سالها در روستاها و شهرهای کوچک به آموزش کودکان پرداخته، خاطراتی تلخ از محرومیت دانشآموزان و در عین حال لحظاتی شیرین از نخستین تجربههای یادگیری آنان در ذهن دارد. امروز، پس از بازنشستگی، مسیر تازهای را در عرصه هنر و کارآفرینی برگزیده و با شمعسازی، روشنایی دیگری را در زندگی خود و دیگران خلق کرده است. مهرسا در گفتوگو با پایگاه خبری صدای چراغ امیدنیوز از خاطرات تلخ و شیرین دوران معلمی، چالشهای تدریس در روستا، و همچنین مسیر جدید زندگیاش در عرصه کارآفرینی میگوید که میتوانید شرح آن را در ذیل بخوانید. یوگای خنده، ورزشی نوین است که با ترکیب خنده و تکنیکهای تنفسی یوگا، به بهبود سلامت جسم و روان کمک میکند. خانم اسدالهزاده یکی از معدود مربیان بینالمللی یوگای خنده در ایران نیز هست که با دریافت مدرک معتبر جهانی سالهاست در این حوزه فعالیت میکند. او همچنین در این گفتوگو از تجربههای خود، فواید علمی یوگای خنده و چشمانداز گسترش آن در ایران نیز سخن گفت.
لطفا در ابتدا خود را معرفی کنید و خلاصهای کوتاه از ۳۰ سال فعالیت خود در شاخه معلمی را بفرمایید.
من مهرسا (منصوره) اسدالهزاده هستم. سال ۱۳۶۸ وارد دانشسرای مقدماتی شدم و دو سال پایانی دبیرستان را در آنجا گذراندم. پس از آن بهعنوان معلم ابتدایی شروع به فعالیت کردم. از سال ۱۳۷۰ کارم را در شهرستان پاکدشت آغاز کردم و پس از هشت سال به شهرستان گرمسار و روستاهای اطراف منتقل شدم و تا پایان دوران خدمتم در همانجا تدریس داشتم. در طول ۳۰ سال خدمت، حدود ۲۰ سال از آن را با عشق و علاقه در پایه اول ابتدایی گذراندم.
با توجه به ۲۰ سال سابقه تدریس در پایه اول ابتدایی، به نظر شما مهمترین چالشها و شیرینترین لحظات تدریس به دانشآموزان سال اول چه چیزهایی هستند؟
مهمترین چالش من شرایط مالی ضعیف بسیاری از دانشآموزان بود، چرا که بیشتر در روستاها تدریس میکردم. خانوادهها معمولاً پرجمعیت بودند و امکان رسیدگی آموزشی و حتی معیشتی کافی نداشتند. گاهی دانشآموزان گرسنه به مدرسه میآمدند و همین موضوع بر یادگیری آنها اثر منفی میگذاشت. طبیعی است که یک معلم بهتنهایی نمیتواند همه این مشکلات را برطرف کند و همین موضوع برایم تلخ بود. اما شیرینترین لحظهها زمانی رقم میخورد که دانشآموزان پس از یادگیری حروف الفبا میتوانستند نام خود را بنویسند. آن روز برای من و بچهها جشن کوچکی در کلاس به همراه داشت و لحظهای بسیار خاطرهانگیز بود.
چه تفاوتهای کلیدی بین تدریس پایه اول و پایههای بالاتر ابتدایی (که ۱۰ سال تجربه دارید) وجود دارد؟ آیا رویکرد شما در هرکدام متفاوت بوده؟
بزرگترین تفاوت در این است که بسیاری از دانشآموزان پایه اول، بهویژه در روستاها، پیشدبستانی را نگذراندهاند. به همین دلیل با ابتداییترین مهارتها مثل گرفتن مداد یا ورق زدن کتاب آشنا نیستند و حتی برای نخستینبار با حروف الفبا مواجه میشوند. بنابراین معلم کلاس اول باید آموزشهای پایهای زیادی را ارائه دهد. درحالیکه در پایههای بالاتر، دانشآموزان آمادگی بیشتری دارند. البته تدریس در پایه اول، باوجود سختیها، شیرینی و جذابیت خاص خود را دارد.

اگر بخواهید یک نصیحت طلایی به معلمی که تازه میخواهد تدریس پایه اول را شروع کند بدهید، آن نصیحت چیست؟
به نظر من معلم پایه اول باید صبور، دلسوز و ترجیحاً مادری مهربان باشد. او باید از شرایط اقتصادی و عاطفی دانشآموزان درک درستی داشته باشد، به تدریس علاقهمند باشد و بچهها را مانند فرزندان خود ببیند. همچنین نباید از دانشآموزان پایه اول انتظار نظم و انضباط کامل داشت. معلم قبل از هر چیز باید نقش یک مادر مهربان را ایفا کند تا کودک با آرامش وارد مسیر یادگیری شود.
در طول این سالها، چه تغییراتی را در سیستم آموزشی ابتدایی (خصوصاً پایه اول) مشاهده کردهاید؟ آیا این تغییرات مثبت بودهاند یا خیر؟
مهمترین تغییر، تحول در محتوای کتابهای درسی و تغییر نظام نمرهدهی از کمی به کیفی بود. این تغییر بهطور کلی مثبت بود، اما برای والدین در ابتدا دشوار بود که معادل عبارات «خیلی خوب» یا «قابل قبول» را با نمرات سابق درک کنند. بهروز شدن کتابها و روشهای تدریس نیز تجربه خوبی بود؛ محتوای آموزشی روانتر شد، تکالیف کمتر شد و آموزش حالت صمیمانهتری پیدا کرد.
بهترین خاطرهای که از دانشآموزان یا والدینشان دارید، چیست؟
سال ۱۳۸۴ دانشآموز پسری داشتم که علاقهای به درس نشان نمیداد و خانوادهاش تصور میکردند از نظر ذهنی توانایی کافی ندارد. روزی در زنگ ورزش متوجه شدم در فوتبال بسیار بااستعداد است. وقتی با او صحبت کردم، گفت میخواهد مانند علی دایی شود. به او گفتم برای رسیدن به آن جایگاه باید درس بخوانی و دانشگاه بروی. همین انگیزه باعث شد روزبهروز پیشرفت کند و در پایان سال با بهترین نمرات قبول شود. بعدها فهمیدیم او از خانوادهای افغان است، اما شباهت زیادی به ایرانیها داشت. این اتفاق برای من و خانوادهاش بسیار شیرین بود. علاوه بر این، هر سال روز معلم، دانشآموزان با نقاشیها و نوشتههای کوچکشان برایم خاطراتی ارزشمند خلق میکردند.
آغاز یک مسیر تازه با شمع و روشنایی
چه شد که تصمیم گرفتید وارد دنیای شمعسازی شوید؟ آیا این علاقه از قبل در شما وجود داشت یا با نیاز خاصی شروع شد؟
شمع، بعد از آتش، نخستین روشنایی زندگی بشر بوده و علاقه به آن در ذات انسانهاست. من هم بهطور کاملاً شخصی و از روی علاقه وارد این حوزه شدم و به مرور آن را به شکلی حرفهای دنبال کردم.
«شمعهای درمانی و عطری، خاصِ مراکز یوگا و باشگاهها» مفهوم بسیار جالبی دارد. میتوانید توضیح دهید که این شمعها چه ویژگیهایی دارند که آنها را برای این مراکز خاص میکند؟
شمعهای درمانی ویژگیهای خاصی دارند و میتوانند در کاهش استرس و اضطراب نقش مؤثری ایفا کنند. نگاه کردن به شعله شمع نوعی مدیتیشن محسوب میشود. همچنین برخلاف پارافین شمعهای معمولی که ممکن است برای افراد دچار میگرن مشکلساز شود، در این شمعها از اسانسهایی استفاده میکنیم که برای بیماران میگرنی مناسب است. برخی از افراد با استفاده از این شمعها حتی توانستهاند مصرف داروهای خوابآور خود را کاهش دهند، زیرا رایحه آنها باعث آرامش و خواب راحتتر میشود. شمعهای مخصوص یوگا و باشگاهها نیز بهصورت شمعهای سکهای طراحی میشوند که در وارمر قرار میگیرند و هنگام ذوب شدن، رایحهای دلنشین در فضا پخش میکنند.
فرایند ساخت این شمعها چگونه است؟ آیا از مواد خاصی استفاده میکنید؟
مواد اولیه هر شمع بر اساس هدف ساخت آن متفاوت است. از انواع پارافین و فتیلههای مخصوص استفاده میشود و برخی از پارافینها طبیعی هستند. علاوه بر این، شمعهای دکوری با طراحیهایی شبیه دسته گل یا شکلهای هنری هم ساخته میشوند. بسیاری از مشتریان رایحه مورد نظر خود را سفارش میدهند. بنابراین هر شمع باتوجه به کارکردش فرایند خاص خود را دارد و این تنوع، جذابیت کار را دوچندان میکند.
چه چالشهایی در مسیر کارآفرینی و ساخت این شمعها داشتهاید و چگونه بر آنها غلبه کردید؟
یکی از چالشها تهیه رنگهای خاص مورد نظر مشتریان است. تولید برخی رنگها دشوار است و زمان بیشتری میطلبد، اما با تجربه و آزمون و خطا توانستهام این مشکلات را تا حد زیادی حل کنم.
برای شروع هیچ وقت دیر نیست
اگر به گذشته برگردید، آیا باز هم همین مسیر (معلمی و کارآفرینی) را انتخاب میکنید؟ چرا؟
بله، قطعاً. من عاشق معلمی هستم و از بودن در کنار کودکان لذت میبرم. آموزش برایم یک عشق واقعی است و وقتی میبینم خانوادهها از پیشرفت فرزندانشان خوشحال میشوند، برای من ارزشمندترین پاداش است. شمعسازی هم برایم کاری عاشقانه است که هر روز با شوق ادامه میدهم.
فکر میکنید در آینده چه برنامههایی برای خود در هر دو زمینه تدریس و شمعسازی دارید؟
در زمینه تدریس، قصد دارم در بستر فضای مجازی محتوایی برای والدین دانشآموزان کلاس اول تولید کنم تا بتوانند بهتر با فرزندان خود ارتباط بگیرند. روش برخورد با دختر و پسر در این سن متفاوت است و والدین باید این مهارتها را بیاموزند تا کودکان از درس، بهویژه دیکته، گریزان نشوند. در شمعسازی نیز برنامه دارم محصولات ویژهای برای سازمانها، بهویژه آموزش و پرورش، تولید کنم تا فضای کلاسهای درس با رایحهای آرامشبخش همراه شود.
به نظر شما، چه ارتباطی بین خلاقیت در تدریس و خلاقیت در کارآفرینی وجود دارد؟ آیا این دو یکدیگر را تکمیل میکنند؟
بله، بدون شک. در هر زمینهای اگر خلاق باشید و با عشق کار کنید، میتوانید بهترین نتایج را به دست بیاورید. خلاقیت، چه در تدریس و چه در کارآفرینی، عامل اصلی موفقیت است.
به خانمهایی که فکر میکنند برای شروع یک کار جدید دیر است، چه پیامی دارید؟
هیچوقت برای شروع دیر نیست. شمعسازی نمونهای از کارهایی است که سرمایه زیادی نمیخواهد و حتی در خانه هم میتوان آغاز کرد. تنها کافی است علاقه، پشتکار و صبوری داشته باشید تا بهتدریج بازار خود را پیدا کنید و به موفقیت برسید.

یوگای خنده، پلی به زندگی شادتر و روابط اجتماعی بهتر
یوگای خنده، ورزشی نوین است که با ترکیب خنده و تکنیکهای تنفسی یوگا، به بهبود سلامت جسم و روان کمک میکند. خانم اسدالهزاده یکی از معدود مربیان بینالمللی یوگای خنده در ایران نیز هست که با دریافت مدرک معتبر جهانی سالهاست در این حوزه فعالیت میکند. او در این گفتوگو از تجربههای خود، فواید علمی یوگای خنده و چشمانداز گسترش آن در ایران نیز سخن گفت.
چطور به یوگای خنده علاقهمند شدید و وارد این حوزه شدید؟
سال ۹۸، دو سال مانده به بازنشستگی، به این فکر بودم که بعد از پایان کار چه فعالیتی را ادامه بدهم. بهطور اتفاقی در پیج استاد علی حقدوست دیدم که همراه با استاد امیر پرورش (مربی یوگای خنده ایران) یک پخش زنده دارند. این برنامه باعث شد با یوگای خنده آشنا شوم و علاقهمند گردم. با پرداخت یکمیلیون و ۸۵۰ هزار تومان در دورههای آموزشی استاد پرورش شرکت کردم، آموزش دیدم، مدرک بینالمللی گرفتم و آموزش را آغاز کردم. از این کار واقعاً لذت میبرم.
یوگای خنده چیست و چه تفاوتی با خندیدن عادی دارد؟ ریشههای تاریخی یا فلسفی این روش چیست؟
یوگای خنده ترکیبی از تمرینات یوگا و خنده است. خنده در این روش به معنای شوخی یا جوکگویی نیست، بلکه تمرینی ورزشی همراه با تکنیکهای خاص است. وقتی حدود ۴۵ دقیقه یوگای خنده انجام میدهیم، بدن سمزدایی میشود، تعریق همراه با خنده رخ میدهد و سلامت جسم و روان افزایش پیدا میکند.
در یوگای خنده به کسی یا چیزی نمیخندیم، بلکه خندهای بیدلیل و شبیه بازیگوشی کودکانه داریم. این روش حدود ۳۰ سال پیش در هند شکل گرفت و امروز در بسیاری از کشورها، حتی در سازمانها، پیش از شروع کار انجام میشود تا بازدهی افزایش یابد.
در این تمرینها، خنده بهصورت دیافراگمی و طولانی است (مثلاً ۲۰ دقیقه متوالی). ثابت شده که این خندهها به درمان بیماریهای مزمن، فشار خون، دیابت، اختلالات ایمنی، سرطانها، کاهش استرس و درد کمک میکند و در نهایت سلامت جسم و روح را بهبود میدهد.
چه تمرینها یا تکنیکهای اصلی در یوگای خنده وجود دارد؟
مهمترین بخش، یادگیری تنفس صحیح (دیافراگمی) است. در این روش دم از طریق بینی انجام میشود و شکم به بیرون میآید. هرچه دم عمیقتر باشد اکسیژن بیشتری وارد بدن میشود و با بازدم آهسته، دیاکسیدکربن بیشتری دفع میگردد. در یوگای خنده، بازدمها همراه با خنده انجام میشود.
به طور کلی، فواید جسمی و روانی یوگای خنده برای افراد چیست؟
یوگای خنده اکسیژنرسانی به سلولها را افزایش میدهد و باعث میشود فرد راحتتر با مسائل روزمره کنار بیاید. این تمرینها سطح استرس را پایین میآورند و همین موضوع ایمنی بدن را تقویت میکند.
در زمان کرونا بسیاری از مربیان یوگای خنده، از جمله خود ما، به دلیل این افزایش اکسیژن و کاهش استرس به ویروس مبتلا نشدند.
حتی پژوهشی در اصفهان روی بیماران مبتلا به سرطان پستان نشان داد که بیمارانی که همراه با شیمیدرمانی یوگای خنده انجام دادند، بهبودی بسیار سریعتری داشتند و همین باعث شد مجری تحقیق دکترای افتخاری دریافت کند.
آیا تحقیقات علمی معتبری در مورد اثربخشی یوگای خنده وجود دارد؟
بله. در سال ۱۹۹۵ دکتر مادان کاتاریا، پزشک هندی، مقالهای درباره فواید خنده نوشت. او با الهام از تحقیقات پروفسور ویلیام فرای (استنفورد) و دکتر برک (دانشگاه لمیا لیندا) اثرات خنده را بررسی کرد و نخستین باشگاه خنده را در بمبئی با پنج نفر تشکیل داد.
از آن زمان تحقیقات زیادی نشان دادهاند که خنده بر بهبود بیماریهای مزمن، کاهش درد و تقویت روحیه تأثیر چشمگیر دارد. همان ضربالمثل ایرانی «خنده بر هر درد بیدرمان دواست» دقیقاً همین موضوع را تایید میکند.
یوگای خنده چگونه میتواند به بهبود روابط اجتماعی و ایجاد حس همدلی در بین افراد کمک کند؟
خنده باعث آرامش، مهربانی و کاهش عصبانیت میشود. کسی که یوگای خنده کار میکند، پشت چراغ قرمز بیدلیل بوق نمیزند یا در برخوردهای روزمره زود عصبانی نمیشود. در محیطهای کاری هم با اربابرجوع برخوردی آرام و محترمانه دارد.
لبخند، ارتباط را سادهتر میکند و همدلی میان افراد ایجاد میشود. وقتی همه با آرامش و احترام رفتار کنند، روابط اجتماعی سالمتر خواهد بود و جامعه بهسوی آرامش و شادی پیش میرود.
یوگای خنده برای همه، از کودکان تا سالمندان
آیا یوگای خنده برای همه افراد مناسب است؟
بله، محدودیت سنی ندارد. از کودکان ۵ ساله تا سالمندان ۹۵ ساله میتوانند تمرینها را انجام دهند. حتی افراد با شرایط خاص مثل نابینایان یا معلولان جسمی هم با انتخاب درست تمرینها توسط مربی قادر به انجام آن هستند.
مربی باید تمرینها را متناسب با توان هر گروه طراحی کند. حتی بیماران قلبی، فشار خون بالا یا افراد با ضعف سیستم ایمنی میتوانند از تمرینات سبک و مخصوص بهرهمند شوند.
در چه محیطها یا موقعیتهایی میتوان یوگای خنده را اجرا کرد؟
یوگای خنده تقریباً همهجا قابل اجراست: در مدارس، دانشگاهها، ادارات، پارکها، مراکز درمانی، بیمارستانها یا حتی پشت میز کار. مزیت بزرگ این ورزش این است که به وسیله یا لباس خاصی نیاز ندارد و هزینهای تحمیل نمیکند. همین موضوع اجرای آن را ساده و فراگیر میسازد.
تجربیات جالبی که در طول جلسات یوگای خنده با افراد داشتهاید، چه بودهاند؟
یکبار در مرکز سالمندان آقایی با عصا وارد شد که سالها پیش ورزشکار زورخانه بود اما دیگر توان استفاده از میلهای سنگین را نداشت. بعد از چند جلسه یوگای خنده، روحیهاش آنقدر بالا رفت که عصا را کنار گذاشت و با شگفتی میلهای سنگین را بلند کرد. همه سالمندان با تشویقهای طولانی از او استقبال کردند و آن لحظه برای همه ما شبیه یک معجزه بود.
آیا چالش یا مانعی در ترویج و اجرای یوگای خنده وجود دارد؟
بله، چالشها زیاد است. برخی سازمانها یا ارگانها همکاری نمیکنند یا حتی اعتبار مدرک بینالمللی ما را زیر سؤال میبرند. با این حال، نباید ناامید شد. امید من این است که روزی در آموزشوپرورش، یوگای خنده بهصورت رسمی و حتی اجباری وارد مدارس شود تا کودکان از همان سنین با فواید آن آشنا شوند. ما در ایران هزاران مربی یوگای خنده داریم و اگر حمایت قانونی و اجتماعی باشد، میتوانیم باشگاهها و برنامههای متنوعی در سراسر کشور داشته باشیم.
آینده یوگای خنده را چگونه میبینید؟
من آینده یوگای خنده را بسیار روشن میبینم. همانطور که در هند فراگیر شده، امیدوارم در ایران هم در مدارس، دانشگاهها و ادارات اجرا شود. خنده حتی اگر مصنوعی شروع شود، خیلی زود برای مغز واقعی به نظر میرسد و اثرات مثبتش ظاهر میشود.
اگر این تمرینها فراگیر شوند، میتوانیم جامعهای شادتر، سالمتر و آرامتر داشته باشیم، با بیمارستانهای خلوتتر، مصرف کمتر دارو و کاهش اعتیاد و سیگار.
به کسانی که علاقهمند به شروع یوگای خنده هستند، چه توصیهای دارید؟
توصیه من این است که امروز شروع کنید و عقب نیندازید. یوگای خنده هزینه یا امکانات خاصی نمیخواهد؛ میتوانید در خانه، محل کار یا حتی پشت فرمان تمرین کنید. فوایدش بسیار گسترده است؛ از کاهش استرس و بهبود ایمنی بدن گرفته تا کمک به درمان مشکلاتی مثل یبوست. مهم این است که خودتان قدم اول را بردارید و ادامه دهید. با هم میتوانیم ایرانی شاد، سالم و پویا داشته باشیم.



