• امروز : چهارشنبه - ۸ بهمن - ۱۴۰۴
1

گفتگوی جذاب و خواندنی با تهیه‌کننده و کارگردان تئاتر و سینما؛ «زندگی هر لحظه‌اش یک معجزه است، تا می‌توانید از آن لذت ببرید»

  • کد خبر : 6170
  • 08 خرداد 1404 - 11:46
گفتگوی جذاب و خواندنی با تهیه‌کننده و کارگردان تئاتر و سینما؛ «زندگی هر لحظه‌اش یک معجزه است، تا می‌توانید از آن لذت ببرید»
«آرزوی سیاه» تئاتری کمدی موزیکال به تهیه‌کنندگی و کارگردانی شقایق عوض‌زاده است.

به گزارش سیاست فردا و به نقل پایگاه خبری صدای چراغ امیدنیوز «آرزوی سیاه» تئاتری کمدی موزیکال است به تهیه‌کنندگی و کارگردانی شقایق عوض‌زاده که افتخار داشتم در‌اولین سه‌شنبه بعداز پایان تعطیلات  نوروزی این نمایش را ببینم و با این بانوی هنرمند آشنا شوم و بعداز پایان تئاتر به او پیشنهاد گفتگو بدهم که با بزرگواری مورد قبول ایشان قرار گرفت. شقایق عوض‌زاده  فعالیت هنری خود را از پشت صحنه تئاتر آغاز کرده و به گفته خودش رشته تحصیلی‌اش ارتباطی با دنیای هنر نداشته اما از دوران کودکی به فعالیت‌های هنری علاقه‌مند بوده و در این زمینه خود را همیشه مدیون پدر، مادر و همسرش، مسعود نیک‌قلب که از هنرمندان توانای کشوراست، می‌داند. آشنایی با شقایق عوض‌زاده برای من به عنوان یک روزنامه‌نگار که به‌تازگی وارد دنیای مستند و ساخت مستندهای تاریخی شده‌ام، یک فرصت است که از او و تجربه هایی که داشته است بیاموزم و من این فرصت را مغتنم می‌شمارم. برای من جالب بود که عوض‌زاده به عنوان یک هنرمند به زندگی و لحظات معجزه‌گونه‌اش بسیار اهمیت می‌دهد و به نظر من او با این نگاهی که به زندگی دارد می تواند درعرصه هنر بهترعمل ‌کند. کشور ما در عرصه هنر به دیدگاه چنین هنرمندانی نیازمند است.

-شما فعالیت هنری خود را از کجا آغاز کردید. این تجربیات چگونه دیدگاه شما را به عنوان یک کارگردان شکل داد؟ آیا هنوز هم از این تجربیات در کارگردانی خود بهره می‌برید؟

من فعالیت هنری‌ام را از پشت صحنه آغاز کردم، اول از پشت صحنه فیلم از سال ۸۸_۸۹ به عنوان طراح صحنه و لباس چند فیلم و مجموعه تلویزیونی، بعد از سال ۹۴  به خاطر لمس بهتر شرایط و اینکه تئاتر پایه‌ای برای بازیگری و کارگردانی بود همزمان با گذراندن دوره آموزش بازیگری، به عنوان دستیار کارگردان وارد پشت صحنه تئاتر شدم. تقریبا  به جای بیشتر عوامل پشت صحنه، چه در فیلم و چه در تئاتر فعالیت داشتم و این کار یک نگرش جامع و کلی برای درک بهتر شرایط ساخت فیلم و تئاتر را به من داد که بدانم واقعا چطور می‌شود طرحی را به شکل فیلم یا تئاتر به انجام رساند.

کارگردانی فقط مشخص کردن میزانسن نیست، یک کارگردان باید دقیقا بداند چه می‌خواهد تا بتواند به تک‌تک گروه‌های روی صحنه و پشت صحنه چیزی را که در ذهن دارد منتقل کند، چیزی که قابلیت اجرایی شدن را داشته باشد.

– چه چیزی باعث شد که از نقش‌های پشت صحنه به کارگردانی و تهیه‌کنندگی آثار خودتان روی بیاورید؟ آیا این یک تصمیم تدریجی بود یا یک نقطه عطف مشخص در مسیر حرفه‌ای شما؟

در حقیقت ورود من به دنیای هنر به‌تدریج اتفاق افتاد. چون از کودکی به کارهای هنری علاقه‌مند بوده و به عنوان سرگرمی در زمینه نقاشی، نوازندگی گیتار و ویولون، ساخت کلاژ و حجم آثار تجسمی فعالیت داشتم و عضو رسمی انجمن شعر و نقد شعر بودم ولی در آن زمان هنر بیشتر برایم سرگرمی بود، چون رشته تحصیلی اصلی‌ام شیمی محض بود و بعد از فارغ‌التحصیلی به عنوان کارشناس کنترل کیفیت داروپوش مشغول به کار شدم ولی بعد از ورود به دنیای کار حس کردم این کاری نیست که بخواهم یک عمر در آن وقت بگذرانم. به همین خاطر از آنجا استعفا دادم و به دنبال پیدا کردن چیزی که حال خوبی به من بدهد رفتم و این شد که کم‌کم وارد دنیای هنر شدم و تجربیات زیادی به دست آوردم و از جایی به بعد حس کردم باید خودم تولید کنم و این کار را هم کردم.

– در سال ۱۳۹۸ به طور جدی وارد عرصه کارگردانی شدید. چه چالش‌ها و فرصت‌هایی در این مسیر برای شما وجود داشت و چگونه با آن‌ها مواجه شدید؟

به شکل کلی در شروع کار بزرگ‌ترین چالش کارگردانی و ساخت فیلم و تئاتر مستقل، ساخت اثر با هزینه شخصی و بدون پشتوانه مالی استاندارد است، که البته همین امر باعث می‌شود گاهی خلاقیت‌هایی رخ دهد و همچنین همکاری با همکاران بااستعداد را تجربه کنیم.

برای شخص من هم این موضوع وجود داشت ولی چالش بزرگ‌تری که برای من اتفاق افتاد، با شروع فعالیتم به عنوان کارگردان در سال ۹۸ سه تئاتر خیابانی به نام‌های ” سقای حرم” ، “چشم‌انتظار” و “عشاق” را تابستان آن سال به اجرا درآوردم و نیمه دوم سال ۹۸ اولین فیلم کوتاهم را به نام “لقمه” که بعدا به “یک لقمه مهر” تغییر کرد ساختم. دقیقا در این نقطه عطف، با شروع کرونا و تعطیلی فعالیت‌های هنری و محدودیت‌های موجود عملا مجبور شدم حدود دو سال و نیم برنامه‌هایم را به تعویق بیندازم.

البته در زمان کرونا دو فیلم ساختم، اما عملا استارت دوباره فیلمسازی‌ام از سال ۱۴۰۰ بعد از اتمام کرونا بود و بازگشت به تئاتر هم به بهانه ساخت یک فیلمم که در آن صحنه تئاتر داشت دوباره از سال ۱۴۰۲ کلید خورد.

– آیا می‌توانید نقاط عطف کلیدی در دوران حرفه‌ای خود را که شما را به جایگاه فعلی‌تان رساند، توصیف کنید؟

من فکر می‌کنم هیچ چیز یک‌شبه اتفاق نمی‌افتد و نقطه عطف بعد از تلاش و کوشش مستمر به وجود می‌آید و هر تجربه جدید و هر کار جدید نقطه عطفی برای ساخت کارهای بعدی می‌شود.

-شما بیشتر آثار خود را می‌نویسید. فرآیند نویسندگی شما چگونه است و الهام‌بخش داستان‌های‌تان چیست؟

بله معمولا خودم فیلمنامه و نمایشنامه‌هایم را می‌نویسم، چون سعی می‌کنم طوری بنویسم که بتوانم با امکانات موجودی که دارم آن فیلم یا تئاتر را بسازم. معمولا از مسائل و اتفاقات موجود در محیط پیرامون الهام می‌گیرم و مسائلی که شاید عموم مردم از کنارش به‌سادگی رد می‌شوند ولی جای تامل دارد.

– به عنوان یک کارگردان، چگونه به جان بخشیدن به آثار نوشته‌شده خود روی صحنه نزدیک می‌شوید؟ آیا این فرآیند با کارگردانی نمایشنامه‌های دیگران متفاوت است؟

در زمان کارگردانی نمایش‌هایی که نوشته خودم است، تمام سعی‌ام را می‌کنم تا جایی که ممکن است کاراکترها و فضای نمایش برای مخاطب ملموس باشد تا ارتباط بهتری با نمایش برقرار کند و سعی می‌کنم تا حدی بازیگران را در کاراکتری که بازی می‌کنند آزاد بگذارم و خصوصیات و توانایی پنهان‌شان را به کاراکترشان در متن و نمایش اضافه کنم. حس می‌کنم به این شکل هم بازیگر راحت‌تر با کاراکتر ارتباط  برقرار می‌کند و هم نقشی که بازی می‌کند واقعی‌تر می‌شود و در نتیجه مخاطب از دیدن کار بیشتر لذت می‌برد.

قطعا کارگردانی نمایشنامه دیگران کمی متفاوت است و سعی می‌کنم از نویسنده اجازه دراماتورژی کار را بگیرم تا آن را به شکلی که به دلم بنشیند روی صحنه ببرم.

راستش را بگویم حتی اگر متنی جذاب یا حتی معروف باشد ولی نتوانم آن را برای خودم ملموس کنم اصلا روی صحنه نمی‌برم. چون فکر می‌کنم اول باید خودم با متن ارتباط بگیرم، بعد بازیگران، تا در نهایت نمایش به دل مخاطب بنشیند.

در برنامه‌های ‌آینده قرار است متون نویسندگان دیگر را روی صحنه ببرم، از جمله یک متن نوشته آقای رسول پوریزدی، یک متن نوشته همکار خوبم حمید عبدالحسینی، و یک متن نوشته جناب دوگوهرانی گرامی را.

– شما تجربه بازیگری هم دارید. این تجربه چگونه بر کارگردانی بازیگران توسط شما تاثیر می‌گذارد؟ آیا درک بهتری از نیازهای بازیگران به شما می‌دهد؟

بله، با اینکه بازیگری دغدغه اصلی‌ام نبوده ولی هم تجربه بازیگری فیلم و هم تجربه بازیگری تئاتر را داشته‌ام، البته این‌طور نبوده که یک نفر مرا ببیند و بگوید بیا بازی کن، چون من قبلا دوره بازیگری دیده‌ام.

اما اکنون به عنوان کارگردان، آموزش‌های بازیگری و تجربه بازیگری روی صحنه و جلوی دوربین را که داشتم، قطعا برای هدایت بازیگر و درک بهتر موقعیت و شرایط بازیگر تاثیر‌گذار است.

– چه موضوعات یا پیام‌های تکرارشونده‌ای را در آثار تئاتری خود بررسی می‌کنید؟ دغدغه‌های اصلی شما در هنر چیست؟

من معمولا سعی می‌کنم در فیلم و تئاترهایی که می‌سازم در ژانرهای مختلف کار کنم : مذهبی، اجتماعی، خانوادگی، آیین سنتی و فولکلور، روان‌شناسی، سوررئال و موارد دیگر.

ولی در کل مسائل اجتماعی و انسانی را در قالب‌ها و ژانرهای مختلف به نمایش می‌گذارم. دغدغه اصلی‌ام در هنر این است که بگویم هنر محدود نیست و در همه‌جا جاری است، فقط باید آن را دید و به شکل هنرمندانه‌ای نشان داد.

– طراحی صحنه و لباس و گریم از جمله تخصص‌های اولیه شما بوده است. آیا این دانش در انتخاب و هدایت طراحان صحنه و لباس نمایش‌های‌تان به شما کمک می‌کند؟

قطعا، زمانی که من فعالیتم را در پشت صحنه تئاتر شروع کردم در بخش فیلم به عنوان دستیار کارگردان و برنامه‌ریز فعالیت داشتم و این موضوع برای اینکه بتوانم همزمان طراح صحنه و لباس و گریم باشم به من کمک کرد. چون می‌توانستم  منظور کارگردان را درک کنم و چیزی را که می‌خواهد برایش به وجود بیاورم و دستیاران تازه‌کار را هدایت کنم تا کارگردان دغدغه‌ای غیر از کارگردانی و ارتباط با بازیگران نداشته باشد.

و اکنون برای کارهای خودم، چون می‌دانم چه می‌خواهم و چطور امکان انجام آن صحنه یا لباس یا گریم وجود دارد، چیزی را از آنها توقع دارم که می‌دانم شدنی است و چطور باید انجام شود. برای همین ارتباط بهتری با طراحان کارهایم دارم.

– چگونه نقش‌های کارگردانی و تهیه‌کنندگی را متعادل می‌کنید؟ آیا مدیریت همزمان این دو نقش چالش‌برانگیز است؟

باید اعتراف کنم کارگردانی و تهیه‌کنندگی همزمان واقعا چالش‌برانگیز است و آدم را تحت فشار می‌گذارد مخصوصا هر چقدر پروژه بزرگ‌تر باشد. ولی از آنجایی که قبلا تجربه پشت صحنه را داشتم و مدت زیادی به عنوان برنامه‌ریز کار کردم، مدیریت و برنامه‌ریزی کارها تجربه ای است که خیلی به کارم آمد  و از طرفی همسرم “مسعود نیک‌قلب” که بازیگر است، چون از ابتدای شکل‌گیری متن نمایشنامه و فیلمنامه‌هایم در کنارم است، برای آماده‌سازی کارها خیلی به من کمک می‌کند و در تئاترهایم به عنوان دستیار کارگردان و در فیلم‌هایم -اگر خودش بازی نداشته باشد- به عنوان مدیر فیلمبرداری کنار من است.

– آیا کارگردانان، نویسندگان یا جنبش‌های هنری خاصی وجود دارند که به طور قابل توجهی بر کار شما تاثیر گذاشته باشند؟

معمولا نگاه کلی به هنر دارم و این‌طور نیست که بگویم یک کارگردان خاص یا نویسنده خاص بر کارهایم تاثیرگذار بوده، چون به نظرم تجربیات کل عمر هر شخصی بر آثارش تاثیرگذار است.

گاهی حتی افراد معمولی و دیدگاه‌شان، با اینکه نویسنده و کارگردان نیستند ولی تاثیرشان و تفکرشان بیشتر بر من اثر گذاشته مثل نوع نگرش پدرم به زندگی، یا درس‌های معلم فیزیک دبیرستانم  در کلاس نجوم، خاطرات استاد شیمی دانشگاهم دکتر قاسمی، و نیز اتفاقات و زندگی‌های واقعی کسانی که دیده‌ام.

اما از نظر دوست داشتن باید بگویم که آقای داریوش مهرجویی و عباس کیارستمی را به عنوان کارگردانان مستقل، سهراب سپهری و هوشنگ ابتهاج را به عنوان شاعر و آل‌پاچینو و شهاب حسینی و علی نصیریان را به عنوان بازیگر دوست دارم.

– به نظر شما تئاتر امروز ایران با چه چالش‌ها و فرصت‌هایی روبرو است؟ به عنوان یک کارگردان، چه نقشی در این میان برای خود قائل هستید؟

متاسفانه تئاتر ما امروز درگیر مسائل و دغدغه‌های مالی شده، تئاتر همیشه مظلوم بوده( البته تئاتر واقعی) و هنوز هم هست اما امروزه نمایش‌های بسیاری به عنوان تئاتر روی صحنه می‌روند که خیلی‌های‌شان تئاتر نیستند یا اگر هستند بدون بچه‌های حرفه‌ای تئاتر هستند و فقط برای فروش بیشتر، کارهای جنگ به عنوان تئاتر کمدی به خورد مردم داده می‌شود، یا اجراهایی با بلاگرها و سلبریتی‌ها هستند، چون‌ گیشه دارند! در حالی که بچه‌های واقعی تئاتر سالیان سال زحمت کشیده و واقعا با عشق کار می‌کنند ولی از درآمد قابل توجهی که باید از این کار داشته باشند خبری نیست.

شاید چون هنوز دیدن تئاتر تبدیل به فرهنگ ریشه‌دار خانواده‌ها  نشده و متاسفانه درمدارس هم تئاتر فقط یک سرگرمی و بدون آموزش درست است و فقط در حد سر صف و چهارتا آهنگ در مهدها سر و تهش هم می‌آید. با این شرایط چطور انتظار داشته باشیم مخاطبان ناآگاه تئاتر واقعی را جدی بگیرند و برای دیدن تئاتر واقعی تشویق شوند؟ آنها سراغ چیزی می‌روند که دیده و تجربه کرده‌اند مثل آن بلاگرها و سلبریتی‌هایی که در گوشی‌های‌شان و برنامه‌های سرگرم‌کننده تلویزیون می‌بینند. البته من به عنوان کارگردان با وجود تمام مشکلات همچنان برای همان مخاطبان جدی تئاتر کار می‌سازم و تمام سعی‌ام را می‌کنم تا تئاتر زنده بماند.

– چه پیامی را می‌خواهید از طریق تئاتر به مخاطبان منتقل کنید؟

بیشتر مسائل روز اجتماعی را در تئاتر‌هایم مطرح می‌کنم و سعی می‌کنم جاهایی در نمایش مخاطب را به فکر بیندازم که گاهی لازم است در این دنیای سریع ماشینی کمی مکث کنیم و گاهی عمیق‌تر به مسائل زندگی نگاه کنیم. شاید این‌گونه لذت بیشتری از زندگی خود ببریم.

– به چه چیزی در سفر هنری خود تا به امروز بیشتر افتخار می‌کنید و چه آرزوهایی برای آینده هنری خود دارید؟

به اینکه به شکل مستقل کارهایی را ساختم که کسانی با وجود بودجه فراوان و امکانات در اختیارشان، از پس آن برنیامدند.

آرزو دارم آ‌ن‌قدر زنده بمانم که بتوانم بیشتر طرح‌هایم را به شکل فیلم و تئاتر بسازم و در اختیار عموم قرار دهم تا کاری که از دل کار دیگر در می‌آید به نسل‌های بعد از من منتقل شود.

– آیا می‌توانید یک لحظه به‌یادماندنی یا تاثیرگذار از دوران حرفه‌ای خود را به اشتراک بگذارید؟

زمانی که قرار بود اولین تئاترم را بسازم از سال ۹۵ یک طرح اولیه داشتم که بنا به دلایلی مرتب کارشکنی‌هایی می‌شد تا اینکه برای استارت کار به من گفتند فعلا این موقعیت هست، بیا ایده‌ات را کنار بگذار و در این قالب کار کن. من هم نرمش به خرج دادم و قبول کردم. از سال ۹۷ با هزینه شخصی درگیر نوشتن متن و گرفتن مجوزها و جمع کردن گروه ۷۰ نفره و تمرینات بودم تا تابستان ۹۸ کار و گروه کاملا آماده بود و گفتند از کار فیلم بگیر و بیاور برای بازبینی. من هم این کار را کردم و زمانی که بردم مسئولین درگیر جشنواره‌ها بودند و هیچ‌کس نبود تا کار را بازبینی کند.

و چون کار مذهبی بود یک آقای فرهنگ نامی آنجا بود که گفتند بروم پیش او. البته من قبلا هم چندبار پیش ایشان رفته بودم و اصلا کارهایم را نگاه‌نکرده می‌انداخت دور، آن روز هم  آن آقا کلا متن و فیلم اجرایم را پرت کرد کناری و گفت مگر دیوانه‌ایم که یک تئاتر مذهبی با این جمعیت را بگذاریم که یک دختر که تا حالا کارگردانی نکرده اجرا کند!

به‌گونه‌ای که عملا باید کل کار کنسل می‌شد یعنی نه سالنی، نه اجرایی، نه بودجه‌ای، و نه حمایتی!

به‌حدی ناامید شده بود که باخودم گفتم گور پدر کارگردانی، من که پشت صحنه کار دارم و تمام خرج زندگی‌ام و هزینه کار را از دستمزد آن می‌دهم، مگر دیوانه‌ام این‌همه خودم را اذیت کنم، هزینه کنم، حرص بخورم و این همه آدم را معطل خودم و کارم کنم آخرش هم بگویند نه،  پس بهتر است کلا کارگردانی را بگذارم کنار و به همان پشت صحنه بچسبم.

آن روز دستیاران گروهم را جمع کردم و وضعیت را توضیح دادم و گفتم بهتر است کار را کنسل کنیم. داشتم به بچه‌هایی که یکسال برای تمرین آمده بودند بگویم خداحافظ که ناگهان همسرم “مسعود نیک‌قلب” که آن زمان هنوز حتی رفاقتی بین‌مان نبود، گفت ما این کار را برای خودمان و دلمان انجام دادیم، اگر شده در خیابان یا با یک هیئت هم اجرا کنیم می‌رویم و پشتت هستیم.

این‌قدر محکم این حرف را زد که دو دستیار دیگرم هم گفتند راست می‌گوید کل گروه پشتت هستیم. و این شد که من دوباره دست به زانو زدم و با پیگیری‌ها ،رایزنی‌ها و تماس با آقای شهاب راحله که برای جشنواره مریوان رفته بودند، ایشان گفتند سی‌دی فیلم را به دفتر من تحویل دهید.

و بعد از آن مجوز اجرا را (البته نه به عنوان تئاتر بلکه به عنوان تعذیه در مترو تهران) گرفتیم ولی به حدی بازخورد کار خوب بود که مترو چندین فضای اجرای مختلف به ما داد و بعد از آن پیشنهاد اجرای تئاتر بعدی در مترو و میدان امام حسین را به ما دادند و در پایان سومین کارگردانی تئاترم همسرم “مسعود نیک‌قلب” به من پیشنهاد ازدواج داد و بعد از آن من اولین فیلمم را با طرح و  ایده همسرم ساختم و این‌گونه شد که من کارگردان شدم و همسرم را هم همیشه در کنارم دارم.

چه چیزی باعث شد که در سال ۱۳۸۹ وارد دنیای هنر شوید؟

من از کودکی در زمینه‌های مختلف هنری فعالیت داشتم، اما چون رشته تحصیلی‌ام شیمی محض بود هنر بیشتر برایم جنبه سرگرمی داشت، و از طرفی چون به عنوان ورزشکار در رشته شمشیربازی سابر بازیکن حرفه‌ای بودم و دو مقام کشوری داشتم و در رشته سافت‌بال هم عضو تیم ملی  سافت‌بال بودم و بعد از آن به عنوان داور قهرمانی کشور سافت‌بال و مربی سافت‌بال و نماینده مربیان سافت‌بال و مسئول کمیته آموزش فعالیت بودم، هنر برایم خیلی جدی نبود.

اما بعد از اتمام تحصیلاتم و ورود به دنیای کار، و بعد از رسیدن به ۲۳ سالگی و اتمام دوره رده سنی جوانان ورزشی و انتقال به رده بزرگسالان که دیگر عملا امکان بازی در تیم ملی برایم نبود، تمام اینها را کنار گذاشتم و دنبال مسیر جدیدی رفتم که هنر بود.

-چه چالش‌هایی در ابتدای مسیر هنری خود داشتید و چگونه با آن‌ها مقابله کردید؟

در ابتدای راه چالش خاصی برایم نبود از قضا فکر می‌کنم انگار همه‌چیز جوری چیده شده بود که سر وقتش در این مسیر قرار بگیرم.

چه کسانی در مسیر هنری‌تان تاثیرگذار بوده‌اند؟

مادرم که وقتی گفتم می‌خواهم از محل کارم در داروپوش استعفا دهم، اما او با وجود پرداختن تمام هزینه‌های تحصیل و رویایی که هر مادری برای فرزندش دارد، خیلی راحت گفت اگر دوست نداری  از فردا نرو سرکار و برو دنبال چیزی که دلت می‌خواهد.

و همین‌طور پدرم که وقتی برای پیشرفت کار هنری‌ام گفتم می‌خواهم تنها به تهران بروم، به من اجازه داد. پدری که به حدی دوستم داشت که حتی برای انتخاب رشته دانشگاه نقشه ایران برایم آورد، البته گفت که در شهر خودمان به دانشگاه برو، ولی وقتی گفتم که می‌خواهم برای رسیدن به رویاهایم  به تهران بروم، با اینکه مجرد بودم و تفکرات جامعه آن زمان خیلی فرق داشت، گفت برو و محکم پشت من و تمام پچ‌پچ‌های فامیل و دوست و آشنا ایستاد.

و همچنین همسرم  زمانی که برای ساخت اولین کارم داشتند مرا به زانو درمی آوردند که کلا کارگردانی را کنار بگذارم، تمام‌قد کنارم ماند و باعث شد با تمام قدرت تلاش کنم و بالاخره کارگردان بشوم.

-از سال ۱۳۹۸ که شروع به ساخت تئاترهای خودتان کردید، کدام اثرتان را بیشتر دوست دارید و چرا؟

سوال سختی است، خب تمام کارهایی را که ساختم دوست دارم، در حقیقت چون دوستشان داشتم آنها را ساختم،  ولی چندین طرح دیگر برای آینده دارم که باید شرایط ساختشان فراهم شود که قطعا آنها را بیشتر دوست خواهم داشت.

-به نظر شما مهم‌ترین عوامل موفقیت یک تئاتر چیست؟ (از دیدگاه کارگردان و تهیه‌کننده)

داشتن یک گروه واقعی که نظم و انضباط و جدیت داشته باشند.

-در تئاترهایی که کارگردانی کرده‌اید، چه رویکردی در انتخاب بازیگران و طراحی صحنه و لباس داشته‌اید؟

سعی کردم بازیگران را مطابق نقش‌های موجود انتخاب کنم، یا اگر لازم بود در متن‌هایی که خودم نویسنده هم بودم کاراکتر نقش را به توانایی‌های بازیگر آن نقش نزدیک‌تر کنم.

برای طراحی صحنه و لباس هم سعی کردم این مقوله قابلیت اجرایی شدن مطابق نمایش را داشته باشد.

-با توجه به تجربه‌تان، وضعیت تئاتر امروز ایران را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

تئاتر ایران در حال تحول است. زمانی تئاتر کلاسیک بود، بعد تئاتر رئال و مدرن آمد و بعد از مدتی تئاتر لاکچری، و الان کم‌کم باید قالب جدیدی برای تئاتر تعریف کنیم که در آن موسیقی، پرفورمنس و حتی شاید افراد جذاب برای مخاطبان وجود داشته باشد، چون مخاطبان تئاتر خاص همیشه بوده‌اند و هستند اما اگر به دنبال جذب مخاطب و جا افتادن  به تئاتر رفتن به عنوان یک فرهنگ در خانواده ها باشیم، باید با موج موجود در جامعه حرکت کنیم تا بتوانیم انتظارات مخاطبین را برآورده کنیم.

-آیا برنامه‌ای برای کارگردانی فیلم سینمایی دارید؟ اگر بله، چه ژانری را بیشتر می‌پسندید؟

صد درصد، در طی این سال‌ها چندین فیلم کوتاه و نیمه‌بلند و بلند ساختم با هدف ساخت فیلم سینمایی در آینده و شاید تنها علتی که هنوز فیلم سینمایی نساخته‌ام بحث تامین بودجه است.

قطعا زمانی که شروع به ساخت فیلم سینمایی کنم مثل بقیه کارهای گذشته‌ام در ژانر‌های مختلف خواهم ساخت، چون به نظرم هنر و زندگی در همه‌جا جاری است و نه در یک ژانر خاص.

ولی احتمالا اولین فیلمم معناگرا یا اجتماعی باشد.

-فرآیند نویسندگی شما چگونه است؟ آیا ابتدا ایده به ذهنتان می‌رسد یا طرح کلی داستان را در نظر می‌گیرید؟

اول ایده‌ای توجه مرا جلب می‌کند شاید در حد یک اسم، در حد یک ایده یک خطی و بعد طی زمان کم‌کم طرح کلی و قالب خاصی برایش در نظر می‌گیرم در حد شاید چند صفحه و بعد که شروع به نوشتن می‌کنم معمولا خود داستان مرا جلو می‌برد و اتفاقاتی در روند داستان رخ می‌دهد. یعنی این‌طور نیست که قبلش به آن فکر کنم یا تصمیم بگیرم آن را بنویسم. در حقیقت روند داستان می‌گوید که چه اتفاقی قرار است بیفتد.

پیش آمده که ایده‌ای بوده و قرار بوده مسیری را برود و آخرش یک جور تمام شود ولی وقتی شروع به نوشتن کرده‌ام ماجرا عوض شده و آخرش جور دیگری تمام شده است.

مثلا یک‌بار ایده‌ای را برای فیلم کوتاه شروع کردم، اما آخرش یک مینی‌سریال شد! و پیش آمده که ایده‌ای قرار بود تله فیلم باشد اما یک فیلم کوتاه جذاب شده است! یا اینکه قرار بوده فیلمی را بسازم ولی وقتی به لوکیشن رفتم ایده جدیدی ایجاد شده و فیلمنامه جدیدی نوشته شده و آن را ساخته‌ام.

-به نظر شما یک هنرمند چه مسئولیت‌هایی در قبال جامعه دارد؟

اینکه بی‌طرف باشد و بی‌طرفانه حقیقت را در قالب هنر برای همگان به تصویر بکشد و به ایجاد صلح و آرامش و امنیت جهانی و بالارفتن کیفیت زندگی انسانی کمک کند.

-چه توصیه‌ای برای جوانانی دارید که می‌خواهند وارد عرصه هنر شوند؟

اینکه فکر نکنند استعداد دارند یا ندارند یا دیر شده، چون برای ورود به دنیای هنر هیچ‌وقت دیر نیست. در هنر چیزی که از همه مهم‌تر است تلاش و پشتکار و مطالعه است.

بدون اینها هیچ هنرمندی هنرمند نخواهد شد.

هنر نیازمند آموزش است و من هم بعد از تغییر مسیر زندگی‌ام در این راستا دوباره آموزش دیدم، هم آموزشگاهی، هم دانشگاهی و هم مطالعاتی، در هنر هر روز یک مورد جدید برای یاد گرفتن وجود دارد. پس اگر قرار است در این زمینه فعالیت کنید حتما باید آماده فراگیری آموزش جدید و تلاش و پشتکار فراوان باشید.

-برنامه‌های آینده شما در زمینه تئاتر و سینما چیست؟

ساخت بقیه طرح‌ها و آینده‌ام.

البته مجوز یک تله فیلم از من به اسم” بازی در صحنه زندگی” صادر شده که مشغول پیش‌تولید آن هستم.

و چند درخواست برای اجرای نمایش به سالن‌های سنگلج، تئاتر شهر، حوزه هنری و محراب داده‌ام که در انتظار نوبت اجرا هستیم.

-اگر بخواهید یک پیام به مخاطبان خود بدهید، چه پیامی خواهد بود؟

زندگی هر لحظه‌اش یک معجزه است و تا می‌توانید از آن لذت ببرید!

-آیا حرف ناگفته‌ای دارید که بخواهید در این مصاحبه مطرح کنید؟

به نظرم بزرگ‌ترین هنر دنیا این است که طوری زندگی کنی که وقتی برای آخرین لحظه چشم‌هایت را بستی بگویی چقدر چسبید!

علی شاملو محمودی

روزنامه نگار؛ صاحب امتیاز و مدیر مسئول پایگاههای خبری صدای چراغ روشن و صدای چراغ امید نیوز

لینک کوتاه : https://siasatefarda.ir/?p=6170

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.